من یک جای تاریخ یک جای تقویم یک ماه از یک فصل جا مانده ام! همان روز که قول دادم بوسه هایم را نسیم به تاراج نبرد. همان پنج شنبه ی فیروزه ای رنگ که دلگرمی آغوشت در من چون شراب چرخید. همان روز که به سیب سرخ چشمانت کودکانه خندیدم. من یک پنج شنبه در دل آذر در میانه ی پاییز در اوج تقویم جا مانده ام! و تو مدتهاست رفته ای... من تنها کسی هستم که در تقویمش پنج شنبه ها به مناسبت تنهایی تعطیل است! "حامد نیازی"
... به من که زخم میزنی عجیب غمگینی ! ما همه در درون هم خانه داریم ما یکی هستیم ... تکه تکه میان کوچه های جهان ! زخم تو، مرا از پای درخواهد آورد ... با این حال خوبم اگر بدانم خوبی و دوست داشتن شکلی دیگر است ! شکلی که این هزار تکه ی پریشان دارد از یاد می برد ... تو اما یادت نگه دار گاهی شانه ای بی آنکه باشد غم تو را به دوش دارد... قلب ها شکسته ترینند و لبها، صندوقچه ی هزار آواز نخوانده. به من زخم نزن، طاقت نمی آوری ...
شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بو بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت بس که ما فاتحه و حرز یمانی خواندیم وز پی اش سوره اخلاص دمیدیم و برفت حافظ
اگر گوزنی زخمی را دیدی که از کوه سقوط کرده تشنه در آب زلال افتاده است می خواهد زخم هایش را در آب سرد رود تسکین دهد نه آن زمان که دردش کاهش یافته بلکه در حالت درد تصویر من در آینه است...
توبه میکنم و قول میدهم دیگر کسی را دوست نداشته باشم حتی به قیمت سنگ شدن... توبه میکنم دیگر برای کسی اشک نریزم حتی اگر فصل چشمانم برای همیشه زمستان شود... چشمانم را می بندم توبه میکنم دیگر دلم برای کسی تنگ نشود حتی چند لحظه! قـــــول میدهم نام کسی را بر زبان نمی آورم قلبم را دور می اندازم برای همیشه... و به کویر تنهایی ســـــلام می کنم ...
فکر می کردم تنهایی یعنی من... سکوت... پنجره های خاک گرفته... اتاق خالی از تو... نمیدانستم سنگینیش بیشتر می شود در ازدحام آدم ها!
به گورستان می روم تمام خاطراتم آن طرف تر خوابیده است... هر چه جلو تر می روم نفسم به شماره می افتد میرسم... میبینم که دیگر از او چیزی جز یک سنگ نوشته نمانده است و یک اسم... که دیگر با شنیدنش انبوهی از گذشته ها روی سرم آوار نمی شود تنها یک حس خالیست و تهی از بودن. در کنار سنگ مینشینم و زار میزنم برای تنهاییم...
ما نسل بوسه های خیابانی هستیم نسل خوابیدن اس ام اسى نسل درد دل باغریبه های مجازی نسل غیرت روی خواهر،روشنفکری روی دختر همسایه نسل کادوهای یواشکی نسل شارژ های اینترنتی نسل جمله های کوروش و دکتر شریعتی نسل دفاع ازفاحشه ها نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس نسل سوخته نسل من وتو یادمان باشد،هنگامی که دوباره به جهنم رفتیم بین عذاب هایمان ، مدام بگوییم ، یادش بخیر دنیای ما هم همین طور بود مثل جهنم ...