1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

وصف حال خودت از زبان شعر

شروع موضوع توسط minaaa ‏10/12/10 در انجمن اشعار

  1. کاربر اخراج شده ⊘

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/15
    ارسال ها:
    445
    تشکر شده:
    2,668
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    نفس میکشم :|
     
    .!mahya!.، سایه و Ariana از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. ღ مدیر"سابق" بخش عکاسیღ مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏14/6/15
    ارسال ها:
    2,311
    تشکر شده:
    19,182
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    designer / photographer
    این روزها من خدای سکوت شده ام ...

    خفقان گرفته ام تا آرامش او خط خطی نشود…
     
    .!mahya!.، سایه و Ariana از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. کاربر مفید مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏10/6/15
    ارسال ها:
    644
    تشکر شده:
    4,835
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    Mobile Repair Tools
    شمع شب تارم شوی دیگر نمی خواهم تو را
    اکنون اگر یارم شوی دیگر نمی خواهم تو را
    گر جان بیابی از تنم گویی خریدارت منم
    حتی دل آزارم شوی دیگر نمی خواهم تو را
    شمع شبستانم شوی نور دو بستانم شوی
    خوارم شوی زارم شوی دیگر نمی خواهم تو را
    مرغ بر و بامم شوی بشکسته چون سازم شوی
    حتی اگر یارم شوی دیگر نمی خواهم تو را
    لرزان سرما هم شوی غرق در تمنا هم شوی
    چون تار این تارم شوی دیگر نمی خواهم تو را
    آیی به بالینم چو شب حتی مثال لحظه تب
    حتی خریدارم شوی دیگر نمی خواهم تو را
    مجنون منم مجنون منم آری آن دل خون منم
    همرنگ رخسارم شوی دیگر نمی خواهم تو را

    کوروش عبدالحمیدی
     
    m naizar، .!mahya!.، Kia. و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏11/6/15
    ارسال ها:
    55
    تشکر شده:
    280
    امتیاز دستاورد:
    53
    جنسیت:
    زن
    تا نهان سازم از تو بار دگر راز این خاطر پریشان را
    می کشم بر نگاه نازآلود نرم و سنگین حجاب مژگان را

    دل گرفتار خواهشی جانسوز، از خدا راه چاره می جویم
    پارسا وار در برابر تو سخن از زهد و توبه می گویم


    آه…هرگز گمان مبر که دلم با زبانم رفیق و همراهست
    هر چه گفتم دروغ بود دروغ، کی ترا گفتم آنچه دلخواهست

    تو برایم ترانه می خوانی، سخنت جذبه ای نهان دارد
    گوئیا خوابم و ترانه تو از جهانی دگر نشان دارد

    شاید این را شنیده ای که زنان در دل «آری » و «نه» به لب دارند
    ضعف خود را عیان نمی سازند، رازدار و خموش و مکارند

    آه من هم زنم ، زنی که دلش در هوای تو می زند پر و بال
    دوستت دارم ای خیال لطیف، دوستت دارم ای امید محال
     
    m naizar، *Mitra*، *Ava* و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. ღ مدیر"سابق" بخش عکاسیღ مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏14/6/15
    ارسال ها:
    2,311
    تشکر شده:
    19,182
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    designer / photographer
    چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت
    که از دوری

    برآید از دلم آهی
    بسوزد هفت دریا را...

    #سعدی |
     
    *Mitra*، moon shadow، *Ava* و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. ღ مدیر"سابق" بخش عکاسیღ مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏14/6/15
    ارسال ها:
    2,311
    تشکر شده:
    19,182
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    designer / photographer
    چه کنم دل چو هوای تو کند شب همه شب
    سر اگر بی تو به دیوار غریبی نزنم؟

    #حسین_منزوی|
     
    m naizar، *Mitra*، moon shadow و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. کاربر اخراج شده ⊘

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/15
    ارسال ها:
    445
    تشکر شده:
    2,668
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    هنوز هم عاشقانه هایم را عاشقانه برای تو مینویسم
    هنوز هم در ازدحام این همه بی تو بودن
    از با تو بودن حرف میزنم
    هنوز هم باور دارم عشق ما جاودانه است [​IMG]
     
    *Mitra*، کاتیا، Ariana و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏18/6/15
    ارسال ها:
    301
    تشکر شده:
    2,473
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    بیا، مرو ز کنارم، بیا که می میرم


    نکن مرا به غریبی رها که می میرم



    توان کشمکشم نیست بی تو با ایام


    برونم آور از این ماجرا که می میرم



    نه قول هم سفری تا همیشه ام دادی؟


    قرار خویش منه زیر پا که می میرم



    به خاک پای تو سر می نهم ، دریغ مکن


    زچشم های من این توتیا که می میرم


    مگر نه جفت توام قوی من؟ مکن بی من،


    به سوی برکه آخر شنا ، که می میرم



    اگر هنوز من آواز آخرین توام


    بخوان مرا و مخوان جز مرا که می میرم



    برای من که چنینم تو جان متصلی


    مرا ز خود مکن ای جان جدا ، که می میرم



    ز چشم هایت اگر ناگزیر دل بکنم


    به مهربانی آن چشم ها که می میرم


    حسين منزوي
     
    shirin 333، *Mitra*، کاتیا و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    این روزها

    به آرامی دوستت دارم

    وقتی نگاهت می کنم

    که حوصله‌ ات پیش کسی نباشد

    حواست پرت شود

    برنجد از

    کسی که برایت اوست

    این روزها

    من،

    به آرامی دوستت دارم!


    "افشین صالحی"​
     
    *Mitra*، shirin 333 و کاتیا از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. نفسي داشتم و ناله و شيون كردم
    بي تو با مرگ عجب كشمكشي من كردم
    گر چه بگداختي از آتش حسرت دل من
    ليك من هم به صبوري دل از آهن كردم
    لاله در دامن كوه آمد و من بي رخ دوست
    اشك چون لاله ي سيراب به دامن كردم
    در رخ من مكن اي غنچه ز لبخند دريغ
    كه من از اشك ترا شاهد گلشن كردم
    شبنم از گونه ي گلبرگ نگون بود كه من
    گله ي زلف تو با سنبل و سوسن كردم
    دود آهم شد اشك غمم اي چشم و چراغ
    شمع عشقي كه به اميد تو روشن كردم
    تا چو مهتاب به زندان غمم بنوازي
    اين همه چشم به هم چشمي روزن كردم
    آشيانم به سر كنگره ي افلاك است
    گر چه در غمكده خاك نشيمن كردم
    شهريارا مگرم جرعه فشاند لب جام
    سالها بر در اين ميكده مسكن كردم
     
    *Mitra*، shirin 333، سایه و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.