می خندی و لباس شب از شهر می دری اینــگونه در نظام جهـــان دست می بری! دامن خلیج، چهره خزر، مو هزار چم در یک نگاه پنجره ای رو به کشوری خواهان "پهلوی" شده این شهر، .بلکه تو برداری از هراس "رضـــا شاه " روسری باور نکردنی است پس از قرنها هنـــوز چون دلبران دوره ی سعدی ستمگری مویت سپاه موج و دلم قلعه ای شنی است جنگــی نبـــوده است بــــه ایـــن نابرابری! زیبــــــاترین لبــاس جهان است بر تنت از تن اگــــر هر آنچه که داری ، درآوری "از هر چه بگذرم سخن دوست خوش تراست" از دوست بگذرم … کـــه تــو از دوست بهتری!
شده هرگز دلت مال کسی باشد که دیگر نیست؟ نگاهت سخت دنبال کسی باشد که دیگر نیست؟ برایت اتفــاق افتاده در یک کافـــهی ابری ته فنجان تو فال کسی باشد که دیگر نیست؟ خوش و بش کــردهای با سایهی دیوار وقتی که دلت جویای احوال کسی باشد که دیگر نیست؟ چه خواهی کرد اگـر هر بار گوشی را که برداری نصیبت بوق اشغال کسی باشد که دیگر نیست؟ حواس آسمانت پرت روی شیشههای مه سکوتت جار و جنجال کسی باشد که دیگر نیست شب سرد زمستانی تو هــم لرزیدهای هر چند به دور گردنت شال کسی باشد که دیگر نیست؟ تصـــور کن برای عیدهـــای رفتــــه دلتنگـــی به دستت کارت پستال کسی باشد که دیگر نیست شبیــه ماهــی قرمـــز به روی آب میمانی که سینات هفتمین سال کسی باشد که دیگر نیست شود هر خوشهاش روزی شرابی هفتصدساله اگر بغضت لگدمال کسی باشد که دیگر نیست چه مشکل میشود عشقی که حافظ در هوای آن الا یا ایها الحال کسی باشد که دیگر نیست رسیدن سهـــم سیب آرزوهایت نخواهد شد اگر خوشبختیات کال کسی باشد که دیگر نیست.
حتما در این دنیا جایی هست که لحظه ای به دور از هیاهو من و تو؛ مـــــا شویم حتما باید چینین جایی باشد ...
من همان شبان ِ عاشقم سینه چاک و ساکت و غریب بی تکلّف و رها در خراب ِ دشتهای دور ساده و صبور یک سبد ستاره چیده ام برای تو یک سبد ستاره کوزه ای پُر آب دسته ای گل از نگاه ِ آفتاب یک رَدا برای شانه های مهربان تو! در شبان ِ سرد چارُقی برای گامهای پُر توان ِ تو در هجوم درد... من همان بلال ِ الکنم ، در تلفظ ِ تو ناتوان وای از این عتاب! آه....
وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد تا وقتی که در وا میشه لحظه دیدن میرسه هرچی که جادست رو زمین به سینه ی من میرسه ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم اگه تو رو داشته باشم به هرچی میخوام میرسم به هرچی میخوام میرسم وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم گلهای خواب آلوده رو واسه کی بیدار بکنم دست کبوترای عشق واسه کی دونه بپاشه مگه تن من می تونه بدون تو زنده باشه ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم اگه تو رو داشته باشم به هرچی میخوام میرسم به هرچی میخوام میرسم عزیزترین سوغاتی غبار پیراهن تو عمر دوباره منه دیدن و بوئیدن تو نه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس میخوام عمر دوباره منی تو رو واسه نفس میخوام ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم اگه تو رو داشته باشم به هرچی میخوام میرسم به هرچی میخوام میرسم ...