وقتی که زندگی من هیچ چیز نبود هیچ چیز به جز تیک تاک ساعت دیواری دریافتم باید ، باید ، باید دیوانه وار دوست بدارم کسی را که مثل هیچکس نیست . . . #فروغ_فرخزاد @
زندگی زیباست اما چشم زیبا بین کجا .....عینک تیره کجا و عینک زرین کجا؟ زندگی انگور شیرین است وتو میسازیش.....سرکه ترشی کجا و شیره شیرین کجا؟ شاعر...ناشناس
جاذبه ی تو نگاهت را به من بدوز جوری که جز من همه را از دیدگانت جذر بگیری کمی بیشتر به من خیره شو تا ایمان بیاورم در من جاذبه ای هست به نام "تو" نگاهت مرا به اوج سرکشی خواهد برد تمام بود و نبودم از چشمان تو آب خواهد خورد و تمام من انسانی یاغی خواهد شد که جز تو هیچ خدایی را بنده نیست
مکن کاری که بر پا سنگت آید جهان با این فراخی تنگت آید چو فردا نامه خوانان نامه خوانند تو را از نامه خواندن ننگت آید
" احمد شاملو " چه جالب است ناز را می کشیم؛ آه را می کشیم؛ انتظار را می کشیم؛ فریاد را می کشیم؛ درد را می کشیم؛ ولی بعد از این همه سال، آنقدر نقاش خوبی نشده ایم که بتوانیم دست بکشیم! .... " از هر انچه آزارمان میدهد" ....
یـــار بــی وفــا دیــــدی که درد مـــا بــه نگاهی دوا نکرد با مـــدعی نشست و بــه مـــا اعتنا نکرد دل دادمش بهـا که دهــد بوسه ای ز لب جــان هم طلب نمـود و به دل اکتفا نکرد هر تیـــر جان شکاف ز مــژگان رها نمود شکر خدا بـه سینه نشست و خطا نکرد بس وعــده او بــداد به عشاق دل کباب آن سست عهـــد هیچ یکی را وفـا نکرد شادم از اینکه (احمـدی) آن یــار دلنـواز نسیت به مــن عـــدول ز راه جفــا نکرد
من قولِ تو را به تمامِ شهر داده بودم به تمام کوچه های بن بست به تمام سنگفرشهای خیس به تمام چترهای بسته به تمام کافه های دنج اما حالا که فنجان ها از من نا امید شده اند باور میکنم از اول هم کافه چی قولِ تو را به قهوه ی دیگری داده بود !...
از برگ برگ ِ دفتر من پرت می شوند معشوق های خسته ی پایان گرفته ام یلدای چشم های تو را گریه میکنند موهای رنگ و بوی زمستان گرفته ام !