1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

تلخ نوشته ها♥●•٠·˙

شروع موضوع توسط Kiana ‏6/12/10 در انجمن اشعار

  1. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    وقتی که زندگی من
    هیچ چیز نبود
    هیچ چیز به جز تیک تاک ساعت دیواری
    دریافتم
    باید ، باید ، باید
    دیوانه وار دوست بدارم
    کسی را که مثل هیچکس نیست . . .


    #فروغ_فرخزاد
    @
     
    OnlineBoy، -Silence-، سایه و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏4/1/16
    ارسال ها:
    373
    تشکر شده:
    1,614
    امتیاز دستاورد:
    113
    زندگی زیباست اما چشم زیبا بین کجا .....عینک تیره کجا و عینک زرین کجا؟
    زندگی انگور شیرین است وتو میسازیش.....سرکه ترشی کجا و شیره شیرین کجا؟
    شاعر...ناشناس
     
    !behzad!، *Mitra*، *Ava* و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏10/10/15
    ارسال ها:
    3,455
    تشکر شده:
    4,066
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    کارشناس نظام مهندسی
    جاذبه ی تو




    نگاهت را به من بدوز


    جوری که جز من


    همه را از دیدگانت جذر بگیری


    کمی بیشتر به من خیره شو


    تا ایمان بیاورم


    در من جاذبه ای هست به نام "تو"


    نگاهت مرا به اوج سرکشی خواهد برد


    تمام بود و نبودم از چشمان تو آب خواهد خورد


    و تمام من انسانی یاغی خواهد شد


    که جز تو هیچ خدایی را بنده نیست

     
    *Mitra*، سایه، *Ava* و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏10/4/15
    ارسال ها:
    325
    تشکر شده:
    2,199
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شعر من از قبیله ی خون است
    خون من...
    فواره از دلم زد و آخر کلام شد...
     
    !behzad!، وضعیت سفید، *Mitra* و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏10/10/15
    ارسال ها:
    3,455
    تشکر شده:
    4,066
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    کارشناس نظام مهندسی
    مکن کاری که بر پا سنگت آید
    جهان با این فراخی تنگت آید


    چو فردا نامه خوانان نامه خوانند
    تو را از نامه خواندن ننگت آید

     
    وضعیت سفید، *Mitra*، سایه و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/15
    ارسال ها:
    3,508
    تشکر شده:
    28,306
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    زن
    " احمد شاملو "

    چه جالب است
    ناز را می کشیم؛
    آه را می کشیم؛
    انتظار را می کشیم؛
    فریاد را می کشیم؛
    درد را می کشیم؛
    ولی بعد از این همه سال، آنقدر نقاش خوبی نشده ایم که بتوانیم دست بکشیم!
    .... " از هر انچه آزارمان میدهد" ....
     
    !behzad!، وضعیت سفید، *Mitra* و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏10/4/15
    ارسال ها:
    325
    تشکر شده:
    2,199
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    دیگر بهانه نمی گیرم..
    فقط
    دلم می گیرد وقتی
    در گیر واگیر این دنیا
    دلت
    گیر دیگری شده است...
     
    وضعیت سفید، *Mitra*، سایه و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏10/10/15
    ارسال ها:
    3,455
    تشکر شده:
    4,066
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    کارشناس نظام مهندسی
    یـــار بــی وفــا


    دیــــدی که درد مـــا بــه نگاهی دوا نکرد


    با مـــدعی نشست و بــه مـــا اعتنا نکرد


    دل دادمش بهـا که دهــد بوسه ای ز لب


    جــان هم طلب نمـود و به دل اکتفا نکرد


    هر تیـــر جان شکاف ز مــژگان رها نمود


    شکر خدا بـه سینه نشست و خطا نکرد


    بس وعــده او بــداد به عشاق دل کباب


    آن سست عهـــد هیچ یکی را وفـا نکرد


    شادم از اینکه (احمـدی) آن یــار دلنـواز

    نسیت به مــن عـــدول ز راه جفــا نکرد
     
    وضعیت سفید، *Mitra* و سایه از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    من قولِ تو را به تمامِ شهر داده بودم
    به تمام کوچه های بن بست
    به تمام سنگفرشهای خیس
    به تمام چترهای بسته
    به تمام کافه های دنج


    اما حالا که فنجان ها
    از من نا امید شده اند
    باور میکنم
    از اول هم کافه چی
    قولِ تو را
    به قهوه ی دیگری داده بود !...
     
    OnlineBoy، -Silence-، m naizar و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. از برگ برگ ِ دفتر من پرت می شوند
    معشوق های خسته ی پایان گرفته ام

    یلدای چشم های تو را گریه میکنند
    موهای رنگ و بوی زمستان گرفته ام !
     
    !behzad!، وضعیت سفید، *Mitra* و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.