1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

تلخ نوشته ها♥●•٠·˙

شروع موضوع توسط Kiana ‏6/12/10 در انجمن اشعار

  1. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    قدیما هر گلی شناسنامه داشت
    تموم می شد و بازم ادامه داشت
    تو شیشه ی گلاب
    تو شعر شاعرا
    تو گل فروشیا
    تو جیب عابرا
    همون کسا که از تو باغچه چیدنت
    توی خیالشون
    ادامه می دنت
    ....
    ..@};-
     
    M @ H @ K، -Silence-، Vida و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    من زیر باران...
    در مسیر باد...
    دل کندم...
    در آن هوا...
    که میشد دل داد...
    دل کندم...
     
    M @ H @ K، -Silence-، Vida و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]

    پروانه از گل
    احوال پرسید
    گل گفت خوبم
    پروانه خندید
    گل،بازتر شد
    با ناز خوابید
    پروانه دورش
    ارام رقصید
    ...@};-@};-
     
    M @ H @ K، -Silence-، سایه و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏18/6/15
    ارسال ها:
    421
    تشکر شده:
    3,564
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    دلم تنگه...
     
    -Silence-، وضعیت سفید، *Mitra* و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏8/11/15
    ارسال ها:
    354
    تشکر شده:
    3,497
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    کاش گزینه های دیگری نیز بود برای اینگونه مواقع

    به غیر از گزینه تشکر

    روا نیست برای دلتنگی شخصی

    گزینه تشکر زد .
     
    jila_s، -Silence-، نگار و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏6/5/15
    ارسال ها:
    1,086
    تشکر شده:
    10,027
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    کافه دنجي هستم
    ته یک کوچه بن بست فراموش شده
    که در آن، یک نفر از جنس خودم
    دست و دلبازانه
    از خودش دست بشوید گهگاه...
    و حواسش به فراموش شدنها باشد...

    کافه اي بادو سه تا مشتري ثابت و معتاد به آه...
    کافه اي دود زده با دو سه تا شمع نه چندان روشن...
    و گرامافوني
    که بخواند: گل گلدون،
    بوي موهات،
    اي که بي تو خودمو...
    و تو یکمرتبه ‫
    احساس‬ کنی
    کافه یک کشتي طوفانزده است
    وسط خاطره هايي که تو را ميبلعند...
     
    jila_s، -Silence-، مـرجانه و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد
    من عاقبت از اینجا خواهم رفت
    پروانه ای که با شمع میرفت این فال را برای دلم دید.
    محمد رضا شفیعی کدکنی
     
    -Silence-، وضعیت سفید، *Mitra* و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    ...........
    دلتنگیهایت را برای من ببار
    برای من بیار
    برای من بخوان
    فانوس خواهم گرفت برای چشمهایت
    چتر خواهم شد برای اسمانت
    و خواهم ایستاد کنار قلبت
    تو مهربان
    فقط دلتنگیت را به من بسپار
    به حکم دل تو بورد خواهم زد
    تا شادیت
    تا طلوع لبخندی دیگر
    به من بسپار

    MITRA
    @Vida
    ..............
    لایک دلتنگی یک دوست، پسندیدن غمهای او نیست
    پذیرفتن شهامت بیان اوست،این روزها اگر احساس را فسیل سازیم، فانوسهایی که یک دوست حق دارد روشن سازد،خاموش خواهد ماند،این لایک،پسندین حق این خورشید شدنهاست@};-@};-

    @سایه های بیداری
     
    -Silence-، نگار، مـرجانه و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏18/6/15
    ارسال ها:
    421
    تشکر شده:
    3,564
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    خیلی برام عزیزی، همیشه باش
     
    -Silence-، وضعیت سفید، سایه و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
    او که هرگز نتوان یافت همانندش را

    منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
    غزل و عاطفه و روح هنرمندش را

    از رقیبان کمین کرده عقب می ماند
    هر که تبلیغ کند خوبی ِ دلبندش را

    مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
    هر که تعریف کند خواب خوشایندش را
    ...
    مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد
    مادرم تاب ندارد غم فرزندش را

    عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو
    به تو اصرار نکرده است فرآیندش را

    قلب ِ من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
    مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را

    حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید
    بفرستند رفیقان به تو این بندش را :

    " منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
    لای موهای تو گم کرده خداوندش را "
     
    -Silence-، سایه، سایه های بیداری و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.