پاسخ : صندوقچه پریشانی من... . . . . . . . . . . . ...عشق مکثیست قبل بیداری انتخابی میان جبر و جبر...
پاسخ : صندوقچه پریشانی من... . . . . . . . عطرها، بی رحمترین عناصر زمیناند، بی آنکه بخواهی، میبَرندت تا قعر خاطراتی که برای فراموشیشان تا پای غرور، جنگیدی...!
پاسخ : صندوقچه پریشانی من... برای شروع زندگی هیچ حق انتخابی نداشتیم ولی این حقو داریم که از زندگیمون دفاع کنیم. . . . .
پاسخ : صندوقچه پریشانی من... اندوه .....!!!!!!! آتش عشقم را آرام کن, قلبم را با نفست رها کن هوا را با بوی خوشت عطرآگین کن نورت را رها کن ,بگذار ستاره ات بدرخشد هر کجا که او می ماند برای من محل وداع با همه چیز است...
پاسخ : ❥ نوشته های تلخ تلخ ❥ چه زود رفتم من از یادش فراموشش شدم ای داد چه زود از خاطرش رفتم بدون حرف بی فریاد تموم دلخوشیم این بود كنارم عمری میمونه ندونستم با من بودن واسش مثل یه زندونه ولی هرگز نفهمیدم كه من رو برده از یادش فراموش كرده روزی كه رسیدم من به فریادش فراموشش شدم اما هنوزم توی حرفامه هنوزم منتظر هستم همش حرفش رو لبهامه ببین چی به سرم اومد كه روزام مثل شب تاره كه واسه دیدنش چشمام داره اشكامو میشماره ببین چی به سرم اومد كه روزام مثل شب تاره كه واسه دیدنش چشمام داره اشكامو میشماره
پاسخ : ❥ نوشته های تلخ تلخ ❥ خیالی نیست.. دیگر نمی ترسم که خاطراتت همچون سربازان گرسنه و بی رحم به سراغم بیایند
پاسخ : ❥ نوشته های تلخ تلخ ❥ دوستت دارم ؛ نه به خاطر شخصیت تو ؛ بلکه به خاطر شخصیتی که در هنگام با تو بودن پیدا می کنم