1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گلچین اشعار زیبا

شروع موضوع توسط Mohammad ‏18/11/10 در انجمن اشعار

  1. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏18/12/10
    ارسال ها:
    53
    تشکر شده:
    16
    امتیاز دستاورد:
    0
    [​IMG]
    پشت پنجره بادزندگی میکند.
    گاهی وقتهازوزه کنان به درمیکوبد.
    گاهی وقتهاقاصدکی راباخودمی آورد.
    گاهی وقتهاگل سرخی راپرپرمیکند.
    پشت پنجره بادگیسوهای بلنددخترک رابه میهمانی چشمهامیبرد.
    پشت پنجره بادمیرودگاهی وقتهابه شالیزار سرمیزند.
    پشت پنجره بیدهامجنون میشوند.
    بادبادک بازیچه ی باد
    اسیرشاخه های خشک
    باحسرت به آبی چشمهای خدامینگرد.
    بادمیرودگاهی آفتابی میشود.
    میرودگاهی بارانی میشود.
    بعضی وقتهاعشقی رامی آوردزودمیبرد.
    بعضی ازشبهاملایم میشودازعطرشب بوها.
    بعضی شبهادلگیرمیشود.
    گاهی فراموش میکندپنجره ی مارادرآغوش بگیرد.
    بادبرکت آسیابهامیشود.
    بادخوشه های برنج رامیرقصاند.
    پشت پنجره بادزندگی میکند.
    پشت پنجره بادبه آزادی زندگی میکند.
     
  2. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏18/12/10
    ارسال ها:
    53
    تشکر شده:
    16
    امتیاز دستاورد:
    0
    روزی خواهم خندید به دغدغه های امروز.
    امروزهمان فردای دیروز.
    برای فهمیدن من سوادنمیخواهد.
    باسکوت هم میشودفهمید.
    باسکوت...
    میشوددیوارشب راشکافت.
    مادرونگرانیهای تکراری.
    مادروترس ازجهنم.
    مادروپیشکشش بهشت.
    پشت حریم شب بوها
    زیربوته های توت فرنگی
    پروانه ای بالغ میشود.
    گوشه ی دنج حیاط شنی
    میان اتفاق اقاقیا
    سنجاقک نوررافهمید.
    چه کسی ثروت راتقسیم کرد؟
    چه کسی گفت خداانسانهارابرابرآفرید؟
    دروغ گفت
    دروغ
    دروغ.
    برای فهمیدن من قاصدک کافیست.
    شوق پروازگنجشکک
    برای فهمیدن من شالیزاربس است
    برای فهمیدن من باران کافیست.
    ساده میگویم
    ساده میخوابم
    ساده عاشق میشوم.
    روزی خواهم خندیدبه دغدغه های امروز.
    روزی بعدازفردا.
     
  3. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏18/12/10
    ارسال ها:
    53
    تشکر شده:
    16
    امتیاز دستاورد:
    0
    آینه هستم درشهرکورها.
    درجایی که روشندلان بینایند.
    آبگینه ای که هرگزدروغ نمیگوید.
    دراجتماعی که همه خاکستری میبینند
    آبی نوشتن درشوره زارخواب دریامیشود.
    نه بومی مانده
    نه گنجشککی
    نه حوض نقاشی.
    بعدازپدرهیچکس مردنشد.
    اگرشدمردنماند.
    بانگاه کردن به دریاچه هرگزتشنگی نمیمیرد.
    بادریاشدن
    باباریدن
    به یادسالهای کویرباش.
    دستهایم خورشیدرافهمید.
    گرم
    گرم
    گرم.
    فقط خورشیدشدن ارضایم میکند.
    چیک
    چیک
    چیک
    باران باران باران.
    پشت معبرباغ
    پشت پرچین شالیزار
    پشت بیداری شبنم
    به اندازه ی مامابودیم.
    مااگرماباشیم
    مااگرآدم باشیم
    مااگرباهم باشیم
    مارامیفهمیم.
    مارامیفهمیم.
     
  4. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏18/12/10
    ارسال ها:
    53
    تشکر شده:
    16
    امتیاز دستاورد:
    0
    [​IMG]
    شیارهای لاجوردی ذهن
    ودهکده ی کلبه های جنگلی.
    براده های زنگ زده ی خواب من درحنجره ی واژگون کاغذ.
    رویای جنگل.
    پل شیشه ای کودکانه به بلوغ ارغوانی پنجره.
    ظهورچشمهای نیلی خدادرآمیزش آسمان ودریا.
    حس شعری مبهم.
    شاعری که شعرهایش درمن آبستن شد.
    اوکه رفت بایدمیرفت.
    آن که رفت پیش خدامقدس رفت.
    آن که رفت سوی عشق تازه تربیهوده رفت.
    لایق نبود.
    آن که دل بست به دریای چشمهای من دل به سراب بست
    وچه تشنه.
    آن که رودخانه ی قلبم رافهمیددریایی شد.
    شبهای آغشته به الکل.
    آرامبخش.
    مخدر.
    اوکه رفت بایدمیرفت.
    هرچندبیهوده.
    هرچندهرز.
    بایدمیرفت.
     
  5. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏18/12/10
    ارسال ها:
    53
    تشکر شده:
    16
    امتیاز دستاورد:
    0
    معرفی سایت

    [​IMG]
    زاده ی دریای شمالم فرزندبی آلایش جنگل وشالیزار دردستهایم باران دارم سفیدرودرامینوشموشعرمیگویم ساده ساده ساده


    [​IMG]
    سپیده ی من
    پنجره.نثر.امین آزاد
    من یک روستایی هستم.نثر.امین آزاد
    دغدغه های امروز.شعرنو.امین آزاد
    آینه ی شهرکوران.امین آزاد.شعرنو
    اوکه رفت بایدمیرفت.امین آزاد
    بهشت گیلان.شعرنو
    مقدمه ای برای رفتن
    اینجاجای من نیست
    میوه ی ممنوعه


    [​IMG]
    خرداد ۸٩
    اردیبهشت ۸٩
    آذر ۸۸
    آبان ۸۸
    مهر ۸۸
    امرداد ۸۸
    تیر ۸۸
    خرداد ۸۸
    اردیبهشت ۸۸


    [​IMG]
    امین آزاد
    نوشته شده توسط امین آزاد
    آبی شمالی
    بهارگیلان
    لرزه های لذت
    دخترشمالی
    من ولگردم
    شهرباران
    سالهای کودکی
    اینجاجای من نیست
    مقدمه ای برای رفتن
    حسرت
    فقر
    خورشید
    آزادی
    اعتراض
    شهید
    نیلوفر
    دریا
    نقاشی
    فال
    جمعه
    وفا
    عروسک
    شب شعر
    شب
    شمال
    خیانت
    مستی
    سه گانه
    رنسانس
    میهمان
    شعرنو
    نسل سوخته
    اتاق من
    تابو
    میوه ی ممنوعه
    رویای سبز
    چرت
    بابااب داد
    دخترآب
    کوچصفهان
    دین وسیاست
    سمفونی غم
    پنجشنبه ها
    مرگ قدیمی
    نبردتن به تن
    آوای شمال
    عروس شالیزار
    اینم روش
    بانوی بهارنارنج
    بانوی یاس
    خوابیدن باتو
    شماللی ساده
    روزگارنامرد
    من وخودم


    [​IMG]
    انجمن ادبی شفیقی
    انجمن دوستی پردیس کوروش کبیر
    چلچله زندگی در تبسم خیال
    اسپنتمان
    تنهامن واو
    خدا گرفتي عشقمو جواب قلبمو بده
    ستاره بارون
    دانلودآهنگهای قدیمی وزیرخاکی
    اصالت صحرا
    نیلوفرآبی
    یه شب آفتابی
    شعرهایی برای تو.نیلوفر
    نسرین هاشمی فر
    اشعارزیبای خانوم الف-دریا
    ناگفته های دخترشمالی



    صفحات جانبي



    امکانات جانبی




    عضويتلغو عضويت

    Powered by WebGozar.txts{font-family:tahoma;width:130px;font-size:9pt};.txtb{font-family:tahoma;font-size:9pt};.txta{font-family:tahoma;font-size:7pt}​

    [​IMG]



    .: Weblog Themes By Blog Skin :.


    سپیده ی من
    [​IMG]

    به چیدن گندمیهای تنت می آیم باآذرکهای بوسه.
    شبی راباتوالوان خواهم کردتابیداری خیس دهکده.
    ازلبخنده های شعرتوتاهجاهای چشم من پلی میبافم به رنگ نیلوفرهای آبی.
    باسکوت توآبستن رضایت میشوم حتی اگرجواب نادانیهای عشقم خاموشی باشد.
    ازتوسرودن سقف نداردهمچوچهاردیواری اتاق من.
    تورادرقصه های مادربزرگ شنیده بودم.
    دربیداری شکوفه های آلوچه خوابهایت رابارهامرورکرده ام
    وهمه راچشم بسته امتحان میدهم.
    باغهای شفاف گیلاس بعدازبلوغ گردوها
    دانه های توت راازچهره ی کوچه باغ برمیچینند
    تاشیشه ی نازک آمدنت ترک برندارد.
    به خودم قول داده ام که به یاسهای وحشی باغچه ات دست نزنم
    تاهمیشه برای من بکربمانی.
    رازخوابیدن باتورابه هیچ قاصدکی نخواهم گفت ازهراس بادهای سخن چین.
    وقتی ازلمس زنانگیهای توفارغ میشوم
    حس شعری کال رهایم نمیکند.
    آخرتوهمچودریادرهیچ شعری جانمیشوی.
    سپیده ی من بیاتاباآمدنت مرده شبهایم رازنده داری کنی.
    مراهم درشعرهایت جاری کن
    تاباهم پروازکنیم به ماورای خدا.




    برچسب ها : نوشته شده توسط امین آزاد
    ارسال در تاريخ ۱۳۸٩/۳/٢۳ توسط امین آزاد

    نظرات شما (12)

    پنجره.نثر.امین آزاد
    [​IMG]
    پشت پنجره بادزندگی میکند.
    گاهی وقتهازوزه کنان به درمیکوبد.
    گاهی وقتهاقاصدکی راباخودمی آورد.
    گاهی وقتهاگل سرخی راپرپرمیکند.
    پشت پنجره بادگیسوهای بلنددخترک رابه میهمانی چشمهامیبرد.
    پشت پنجره بادمیرودگاهی وقتهابه شالیزار سرمیزند.
    پشت پنجره بیدهامجنون میشوند.
    بادبادک بازیچه ی باد
    اسیرشاخه های خشک
    باحسرت به آبی چشمهای خدامینگرد.
    بادمیرودگاهی آفتابی میشود.
    میرودگاهی بارانی میشود.
    بعضی وقتهاعشقی رامی آوردزودمیبرد.
    بعضی ازشبهاملایم میشودازعطرشب بوها.
    بعضی شبهادلگیرمیشود.
    گاهی فراموش میکندپنجره ی مارادرآغوش بگیرد.
    بادبرکت آسیابهامیشود.
    بادخوشه های برنج رامیرقصاند.
    پشت پنجره بادزندگی میکند.
    پشت پنجره بادبه آزادی زندگی میکند.



    برچسب ها :
    ارسال در تاريخ ۱۳۸٩/۳/۱٩ توسط امین آزاد

    نظرات شما (1)

    من یک روستایی هستم.نثر.امین آزاد
    [​IMG]
    ماه امشب عروس میشود.
    نارنجزارهاپشت معبرسفیدروددیوانه میکنندشبگردهای بهاری را
    تخت سنگ یادگاری هاامشب دلش برای تن نوشته هایش کوچک شده.
    تن لخت شالیزارتشنه ی دل آوازهای دخترکان خواب شالیهاراچرت میزند.
    غورباقه های آوازه خوان ترانه ای مبهم رازمزمه میکنند.
    نسیم اردیبهشت که میان سبزینه های برگهاطنازی میکند
    رازی دردل دارد.
    من هم دربغچه ام رازی دارم.
    ابرمهربان باریدوباغ چای پریچینهاراسبزکرد.
    لیلاکوه لمسهای عشق ممنوعه راخوب به خاطردارد.
    دلم میخواهدآنقدرقدبکشم تاخداراکه ازدیلمان هم بلندتراست لمس کنم.
    ازمرگ تن نمیهراسم چون پروازمرغان هوایی رابارهادیده ام.
    رویای خیس شبنم برتجلی نرگسهای مادربزرگ
    تجسم جوانی پدرراروی پرده ای ازشکوفه های آلوچه نقاشی میکند.
    سادگیهای روستا که باهیچ ثروتی تصاحب نمیشود.
    نیلوفرونیلوفرکه درهیچ شعری جانمیشود.
    دلم برای دریاوعطرماهیهاتنگ شده.
    شهربرایم چیزبهتری نداشت.
    من یک روستایی هستم.
    ساده
    ساده
    ساده.



    برچسب ها :
    ارسال در تاريخ ۱۳۸٩/٢/۱٤ توسط امین آزاد

    نظرات شما (11)

    دغدغه های امروز.شعرنو.امین آزاد
    [​IMG]
    روزی خواهم خندید به دغدغه های امروز.
    امروزهمان فردای دیروز.
    برای فهمیدن من سوادنمیخواهد.
    باسکوت هم میشودفهمید.
    باسکوت...
    میشوددیوارشب راشکافت.
    مادرونگرانیهای تکراری.
    مادروترس ازجهنم.
    مادروپیشکشش بهشت.
    پشت حریم شب بوها
    زیربوته های توت فرنگی
    پروانه ای بالغ میشود.
    گوشه ی دنج حیاط شنی
    میان اتفاق اقاقیا
    سنجاقک نوررافهمید.
    چه کسی ثروت راتقسیم کرد؟
    چه کسی گفت خداانسانهارابرابرآفرید؟
    دروغ گفت
    دروغ
    دروغ.
    برای فهمیدن من قاصدک کافیست.
    شوق پروازگنجشکک
    برای فهمیدن من شالیزاربس است
    برای فهمیدن من باران کافیست.
    ساده میگویم
    ساده میخوابم
    ساده عاشق میشوم.
    روزی خواهم خندیدبه دغدغه های امروز.
    روزی بعدازفردا.



    برچسب ها : نوشته شده توسط امین آزاد
    ارسال در تاريخ ۱۳۸٩/٢/٩ توسط امین آزاد

    نظرات شما (10)

    آینه ی شهرکوران.امین آزاد.شعرنو
    [​IMG]
    آینه هستم درشهرکورها.
    درجایی که روشندلان بینایند.
    آبگینه ای که هرگزدروغ نمیگوید.
    دراجتماعی که همه خاکستری میبینند
    آبی نوشتن درشوره زارخواب دریامیشود.
    نه بومی مانده
    نه گنجشککی
    نه حوض نقاشی.
    بعدازپدرهیچکس مردنشد.
    اگرشدمردنماند.
    بانگاه کردن به دریاچه هرگزتشنگی نمیمیرد.
    بادریاشدن
    باباریدن
    به یادسالهای کویرباش.
    دستهایم خورشیدرافهمید.
    گرم
    گرم
    گرم.
    فقط خورشیدشدن ارضایم میکند.
    چیک
    چیک
    چیک
    باران باران باران.
    پشت معبرباغ
    پشت پرچین شالیزار
    پشت بیداری شبنم
    به اندازه ی مامابودیم.
    مااگرماباشیم
    مااگرآدم باشیم
    مااگرباهم باشیم
    مارامیفهمیم.
    مارامیفهمیم.



    برچسب ها : امین آزاد ،آبی شمالی
    ارسال در تاريخ ۱۳۸٩/٢/۸ توسط امین آزاد

    نظرات شما (12)

    اوکه رفت بایدمیرفت.امین آزاد
    [​IMG]
    شیارهای لاجوردی ذهن
    ودهکده ی کلبه های جنگلی.
    براده های زنگ زده ی خواب من درحنجره ی واژگون کاغذ.
    رویای جنگل.
    پل شیشه ای کودکانه به بلوغ ارغوانی پنجره.
    ظهورچشمهای نیلی خدادرآمیزش آسمان ودریا.
    حس شعری مبهم.
    شاعری که شعرهایش درمن آبستن شد.
    اوکه رفت بایدمیرفت.
    آن که رفت پیش خدامقدس رفت.
    آن که رفت سوی عشق تازه تربیهوده رفت.
    لایق نبود.
    آن که دل بست به دریای چشمهای من دل به سراب بست
    وچه تشنه.
    آن که رودخانه ی قلبم رافهمیددریایی شد.
    شبهای آغشته به الکل.
    آرامبخش.
    مخدر.
    اوکه رفت بایدمیرفت.
    هرچندبیهوده.
    هرچندهرز.
    بایدمیرفت.



    برچسب ها : آبی شمالی ،امین آزاد ،شعرنو
    ارسال در تاريخ ۱۳۸٩/٢/٧ توسط امین آزاد

    نظرات شما (13)

    بهشت گیلان.شعرنو
    [​IMG]
    شکوفه های آلوچه خبرازشبگردی وآغوش دریادارد.
    زایش باران شمالی.
    تماشای ستونهای بی رنگ ونازک باران ازشکاف سفالهای سقف شیروانی.
    پچ پچ غوکهای سبزدرختی وآوازغورباقه های عاشق مرداب.
    حس شعری که باشبنم ،چشمهایم راباسه حرف ع ش ق مرطوب میکند.
    مسافر خیس شب مستی.
    پل چوبی وکرمهای شبتاب میان بوته های تمشک.
    معجزه ی انگوروآوازتاماورای خدا.
    ماسه های آغشته به پولکهای رنگین کمان.
    نیمه شب ساحلی آتشی روشن وعطرمحلی معشوقه.
    خانه ی شنی.
    کلبه ی جنگلی.
    پرچین.
    حصیر.
    تن شرجی من.
    خواهشهای نورازدریچه های سبزبرگ.
    چکاوکهای همیشه عاشق.
    من سرمست ازبهار.
    بهارلبریزازجوانه.
    خداسرخوش ازبهشت شمالی.
    اینجاخواب دیدن هم مرطوب است.
    باغ چای پرازحس شالیزار.
    بهارنارنج میخواهدعروس شود.
    میرزادرهجاهای جنگل جاریست.
    اینجابهشت است.
    بهشت.
     
  6. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    ای پرنده مهاجر . ای پر از شهوت رفتن
    فاصله قدر یه دنیاست . بین دنیای تو با من
    تو رفیق شاپرکها . من تو فکر گله مونم
    تو پی عطر گل سرخ . من به یاد بوی نونم
    دنیای تو بی نهایت . همه جاش مهمونی نور
    دنیای من یه کف دست . روی سقف سرد یک گور
    من دارم تو نغم شب جون میکنم
    تو داری از پریا قصه میگی
    من توی پیله وحشت میپوسم
    واسم از خنده چرا قصه میگی
    واسم از خنده چرا قصه میگی
    کوچه پسکوچه خاکی
    ساقه های ترد خسته
    آدمهای روستایی با پاهای پینه بسته
    پیش تو یه عکس تازه است
    واسه آلبوم قدیمی
    یا شنیدن یه قصه
    توی یک دل صمیمی
    برای من زندگیمه
    پر وسوسه . پر غم
    یا مثل نفس کشیدن . پر لذت دمادم
    من دارم تو نغم شب جون میکنم
    تو داری از پریا قصه میگی
    من توی پیله وحشت میپوسم
    واسم از خنده چرا قصه میگی
    واسم از خنده چرا قصه میگی
    ای پرنده مهاجر . ای همه شوق پریدن
    خستگی یه کوله باره . روی رخوت تن من
    مثل یک پلنگ زهمی . پر وحشت نگاهم
    برای وسوسه خاک . سایه ای کو سر راهم
    نمیخوام مثل یه سایه زیر پاها زنده باشم
    مثل چتر خورشید میخوام روی برج دنیا باشم
    من دارم تو نغم شب جون میکنم
    تو داری از پریا قصه میگی
    من توی پیله وحشت میپوسم
    واسم از خنده چرا قصه میگی
    واسم از خنده چرا قصه میگی
     
  7. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    خسته و در به در شهر غمم
    شبم از هر چی شبه سياهتره
    زندگی زندون سرد کينه هاست
    رو دلم زخم هزارتا خنجره
    چی ميشد اون دستای کوچيک و گرم
    رو سرم دست نوازش ميکشيد
    بستر تنهايی و سرد منو
    بوسه گرمی به آتش ميکشيد
    چی ميشد تو خونه کوچيک من
    غنچه های گل غم وا نميشد
    چی ميشد هيچ کسی تنهام نميذاشت
    جز خدا هيچ کسی تنها نميشد
    من هنوز در به در شهر غمم
    شبم از هر چی شبه سياهتره
    زندگی زندون سرد کينه هاست
    رو دلم زخم هزارتا خنجره
    من هنوز در به در شهر غمم ...​
     
  8. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    اگه هم صدام بودي
    اگه هم صدام بودي
    هيشکي حريفم نميشد
    کوه اگه رو شونه هامن بود
    کمر خم نميشد
    تو اگه خواسته بودي آخ
    تو اگه خواسته بودي
    تو اگه مونده بودي
    موندني ترين بودم عمر صدام کم نميشد
    اگه هم صدام بودي اگه هم صدام بودي
    هيشکي حريفم نميشد
    کوه اگه رو شونه هام بود
    کمرم خم نميشد
    ...
    اگه زخمي ميشدم به دست تو مرحم بود
    زخم قيمتي من محتاج مرحم نميشد
    اگه بارونه عزيزه با توبودن ميگرفت
    گل سرخ قصمون تشنه شبنم نميشد
    تو اگه خواسته بودي آخ
    تو اگه خواسته بودي
    تو اگه مونده بودي
    موندني ترين بودم عمر صدام کم نميشد
    تو اگه خواسته بودي آخ
    تو اگه خواسته بودي
    تو اگه مونده بودي
    موندني ترين بودم عمر صدام کم نميشد
    اگه هم صدام بودي اگه هم صدام بودي
     
  9. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    دلم ميخواد يه چيزی رو بدونی
    ديگه نه عاشقی نه مهربونی
    منم ديگه تصميممو گرفتم
    اصلا نميخوام که پيشم بمونی
    ديشب که داشتم فکرامو ميکردم
    ديدم با تو تلف شده جوونی
    يه جا يه جمله قشنگی ديدم
    عاشقو بايد از خودت برونی
    چه شعرايی من واسه تو نوشتم
    تو همه چيز بودی جز آسمونی
    يادت مياد منتمو کشيدی؟
    تا که فقط بهت بدم نشونی؟
    يادت مياد روی درخت نوشتی
    تا عمر داری برای من ميخونی؟
    يادت مياد حتی سلام من رو
    گفتی به هيچ کسی نمی رسونی؟
    حالا بيار عکسامو تا تموم شه
    اگه وقت داری اگه ميتونی
    نگو خجالت ميکشی ميدونم
    تو خيلی وقته ديگه مال اونی
    خوش باشی هر جا که ميری الهی
    واست تلافی نکنه زمونی
     
  10. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif] روزگاری مردم دنیا دلشان درد نداشت
    هر کسی غصه اینکه چه می کرد نداشت
    چشمه سادگی از لطف زمین می جوشید
    خودمانیم زمین این همه نامرد نداشت!
    [/FONT]​
    [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]
    [/FONT]
    [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]​

    [/FONT]
    [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif][/FONT]

    [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]روزی که دلم پیش دلت بود گرو
    دستان مرا سخت فشردی که نرو
    روزی که دلت به دیگری مایل شد
    کفشان مرا جفت نمودی که برو
    [/FONT]​
    [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]



    [/FONT]
    [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif][/FONT][FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد
    عجب از محبت من که در او اثر ندارد
    غلط است آن که گوید دل به دل راه دارد
    دل من ز غصه
    [/FONT][FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]خون[/FONT][FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif] شد، دل او خبر ندارد[/FONT]
    [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]



    [/FONT]
    [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif] اینجا آسمان ابریست
    آنجا را نمی دانم
    اینجا شده پاییز
    آنجا را نمی دانم
    اینجا فقط رنگ است
    آنجا را نمی دانم
    اینجا دلی تنگ است
    آنجا را نمی دانم
    [/FONT]
    [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]



    [/FONT]
    [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]بي تو چون شبهاي ديگر
    امشب آرامي ندارم
    در سکوت کوچه تو
    نيمه شب ره مي سپارم

    آن زمان اين کوچه هر شب
    کوچه ميعاد ما بود
    بر لب ما تا سحرگه
    قصه فرداي ما بود

    اين زمان افکنده بر ما
    سايه ، ديوار جدايي
    اي خدا آخر کجا رفت
    روزگار آشنايي

    اي کوير سينه من
    بوته هاي آتشت کو
    در شب سرد جدايي
    شعله هاي سرکشت کو
    [/FONT]
     
    Anoosh و توماس شلبی از این پست تشکر کرده اند.