1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گلچین اشعار زیبا

شروع موضوع توسط Mohammad ‏18/11/10 در انجمن اشعار

  1. traffic

    traffic مدیر بازنشسته☕

    و شمــــــــــــــا:
    دنبال ””مـ ـ ـ ـخاطب خـ ــ ــاص””نوشته هایم نباشید ـــــــــــــــــــ
    ارزش ""خ ا ص ب و د ن"" را نداشت!!!
     
    f@rid69، m naizar و مَـأوا از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. f@rid69

    f@rid69 کاربر فوق حرفه ای

    قصه از چشم هاي تو شروع شد… اما
    پايانش را من نوشتم
    داستانت را من تمام کردم
    تو را اما هيچ گاه..
    تمام نمي كنم..
     
    مَـأوا، m naizar و traffic از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. مَـأوا

    مَـأوا کاربر حرفه ای ~✿~

    صنما به چشم شوخت که به چشم اشارتی کن
    نفسی خراب خود را به نظر عمارتی کن
    دل و جان شهید عشقت به درون گور قالب
    سوی گور این شهیدان بگذر زیارتی کن
    تو چو یوسفی رسیده همه مصر کف بریده
    بنما جمال و بستان دل و جان تجارتی کن
    و اگر قدم فشردی به جفا و نذر کردی
    بشکن تو نذر خود را چه شود کفارتی کن
    تو مگو کز این نثارم ز شما چه سود دارم
    تو ز سود بی‌نیازی بده و خسارتی کن
    رخ همچو زعفران را چو گل و چو لاله گردان
    سه چهار قطره خون را دل بابشارتی کن
    چو غلام توست دولت نکشد ز امر تو سر
    به میان ما و دولت ملکا سفارتی کن
    چو به پیش کوه حلمت گنهان چو کاه آمد
    به گناه چون که ما نظر حقارتی کن
    تن ما دو قطره خون بد که نظیف و آدمی شد
    صفت پلید را هم صفت طهارتی کن
    ز جهان روح جان‌ها چو اسیر آب و گل شد
    تو ز دار حرب گلشان برهان و غارتی کن
    چو ز حرف توبه کردم تو برای طالبان را
    جز حرف پرمعانی علم و امارتی کن
    ز برای گرم کردن بود این دم چو آتش
    جز دم تو تابشی را سبب حرارتی کن
    تو که شاه شمس دینی تبریز نازنین را
    به ظهور نیر خود وطن بصارتی کن
     
    Anoosh، hossein2، N@vid و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. f@rid69

    f@rid69 کاربر فوق حرفه ای

    گرم درآ و دم مده باده بیار ای صنم
    لابه بنده گوش کن گوش مخار ای صنم

    فوق فلک مکان تو جان و روان روان تو
    هل طربی که برکند بیخ خمار ای صنم

    این دو حریف دلستان باد قرین دوستان
    جیم جمال خوب تو جام عقار ای صنم

    مرغ دل علیل را شهپر جبرئیل را
    غیر بهشت روی تو نیست مطار ای صنم

    خمر عصیر روح را نیست نظیر در جهان
    ذوق کنار دوست را نیست کنار ای صنم

    معجز موسوی تویی چون سوی بحر غم روی
    از تک بحر برجهد گرد و غبار ای صنم

    جام پر از عقار کن جان مرا سوار کن
    زود پیاده را ببین گشته سوار ای صنم

    مولانا
     
    Anoosh، SiavashBaran، m naizar و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. traffic

    traffic مدیر بازنشسته☕

    چه فرقی می‌کند
    من عاشق تو باشم
    یا تو عاشق من؟!
    چه فرقی می‌کند
    رنگین کمان
    از کدام سمت آسمان آغاز می‌شود؟!
     
    f@rid69 از این پست تشکر کرده است.
  6. f@rid69

    f@rid69 کاربر فوق حرفه ای

    زمانی بود که گمان میکردیم
    به انتهای درد رسیده ایم
    اما نه ؟
    از ان دورتر هم میشود رفت
     
    M @ H @ K و traffic از این پست تشکر کرده اند.
  7. M @ H @ K

    M @ H @ K مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    صنما چگونه گویم که تو نور جان مایی
    که چه طاقت است جان را چو تو نور خود نمایی

    تو چنان همایی ای جان که به زیر سایه تو
    به کف آورند زاغان همه خلقت همایی

    کرم تو عذرخواه همه مجرمان عالم
    تو امان هر بلایی تو گشاد بندهایی

    تویی گوهری که محو است دو هزار بحر در تو
    تویی بحر بی‌کرانه ز صفات کبریایی

    به وصال می‌بنالم که چه بی‌وفا قرینی
    به فراق می‌بزارم که چه یار باوفایی

    به گه وصال آن مه چه بود خدای داند
    که گه فراق باری طرب است و جان فزایی

    دل اگر جنون آرد خردش تویی که رفتی
    رخ توست عذرخواهش به گهی که رخ گشایی


    #مولانای جان
     
    Anoosh، SiavashBaran، m naizar و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. f@rid69

    f@rid69 کاربر فوق حرفه ای

    ما همه چشمیم و تو نور ای صنم
    چشم بد از روی تو دور ای صنم

    روی مپوشان که بهشتی بود
    هر که ببیند چو تو حور ای صنم

    حور خطا گفتم اگر خواندمت
    ترک ادب رفت و قصور ای صنم

    تا به کرم خرده نگیری که من
    غایبم از ذوق حضور ای صنم

    روی تو بر پشت زمین خلق را
    موجب فتنه‌ست و فتور ای صنم

    این همه دلبندی و خوبی تو را
    موضع ناز است و غرور ای صنم
     
    Anoosh، SiavashBaran، m naizar و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. f@rid69

    f@rid69 کاربر فوق حرفه ای

    چه غم وقتی جهان از عشق نامی تازه می گیرد
    از این بی آبرویی نام ما آوازه می گیرد

    من از خوش باوری در پیله ی خود فکر می کردم
    خدا دارد فقط صبر مرا اندازه می گیرد

    به روی ما به شرط بندگی در می گشاید عشق
    عجب داروغه ای ! باج سر دروازه می گیرد

    چرا ای مرگ می خندی ، نه می خوانی، نه می بندی
    کتابی را که از خون جگر شیرازه می گیرد

    ملال آورتر از تکرار رنجی نیست در عالم
    نخستین روز خلقت غنچه را خمیازه می گیرد
     
    SiavashBaran، Anoosh و M @ H @ K از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. traffic

    traffic مدیر بازنشسته☕

    مرا از "من" گرفت
    که از من "خودِ دیگری" سازد
    نه او من شد،
    نه من او،
    نه او ماند،
    و نه من برگشتم به خود..
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.