سپاس اضافه کنم که؛ بنظر من سینمای شرق آسیا در القای مفهوم ترس به نسبتِ همتایان غربی موفق تره.هالیوود خصوصا، با تمرکز روی کانسپت زامبی خیلی خیلی فیلم فروخته.اما هیچ اثر قابل قبولی، چیزی که بتونه با قطارِ بوسان رقابت کنه، توی چنته ندارن. خب بریم سراغ یه اسکرین شاتِ پسِ کله ای دیگه=)) ب عنوان راهنمایی، اون عزیزِ سمت چپی داستین هافمن هست.
مرد بارانی Rain Man فیلمی آمریکایی برنده چهار جایزه اسکار ۱۹۸۸ داستان مردی که مشغول تجارت اتومبیلهای گران قیمت است ، خبردار میشود پدرش فوت کرده و خانه ی ۳ میلیون دلاریش را به برادر نادیدهاش ریموند ، که دچار بیماری روانی اوتیسم است ، بخشیده است..... به نظر میرسد نام فیلم از ریموند گرفته شده rain man و ربطی به باران ندارد
سینمای شرق اکثرا میخواد مفاهیم اخلاقی رو بیان کنه. فرقی نمیکنه چه ژانری باشه، حول محوریت اخلاق و رذیلت اخلاقی میگرده. توی قطار بوسان تقابل خودخواهی و دگردوستی رو کامل حس کردم. از فیلم مرد بارانی هم شاتهای پرتاکیدش از زندگی دقیق و منظم و بی تنش ریموند که یه بیمار بود و زندگی پریشان حال چارلی که آدم سالمی تلقی میشد دقیقا عکس بیماری اوتیسمی که شناخته شده رو دریافت کردم. چون این وسط کسی که پر از عصبانیت، مادی گرایی و تشنج روحی بود و خودش رو به زمین و زمان می زد که از افکار ریموند باخبر بشه چارلی بود و دنیای ریموند خیلی ساده و آروم و بدون هیچ چیز اضافی و کاملا متعلق به خودش بود . و ما برای خودمون نداریم همچین دنیایی.
همه فیلم های جیسون استاتهام رو دیدم. واقعا بی نظیره... ترجیح میدم دوستان اول حدس بزنن تا نقد و نظرات رو بدونم. مرسی از انتخاب خوبت، مکانیک 2 هست. اون قسمت که استخر رو سوراخ میکنه، یکی از لحظات خوب فیلم بود.