به سرعتِ عجیب زندگی زندگی خیلی سریع داره میگذره این روزها جوری که وقت نمیکنم یک سر به پدر مادرم بزنم امروز بعد از کلاسم باید حتما برم آره روز خوبیه میرم ان شاءالله، شیرینی هم میخرم به مناسبت میلاد امام موسی کاظم علیه السلام
به این کلیپ .... من فکر میکردم خانومه ... دیگه اون آدم سابق نیستم : ))) شاید قدیمی باشه ولی من ندیده بودم :/
به CVA پزشکم و بستری شدنشون در CCU رفته بودن شمال تا امروز بیماران رو مجانی ویزیت کنن! حالم بسیار گرفته ست خدایا! همه بیماران رو شفا بده
عصری یه جا دعوتم !! مهمونی دارم فکر میکنم با چی برم ؟ سانتافه مون یا پورشه ؟؟ . . . البته بیشتر ک فکر میکنم می بینم توهم زدن چیز خوبی نیس .... بتونم با همون تاکسی هم برم خیلی هنر کردم تو این گرما