خدا جون !! امروز روز سومیِ که داره بارون میاد ... من بجای تمامِ مَردمِ شهرم ، ازت ممنونم شکرگذاری مارو بپذیر .... شکرت
خدایا...ببخش که من نمیدونستم "آرامش" فقط تو نزدیک شدن به خودته...به هرچیزی چنگ زدم غیر تو...منو ببخش....بابت آرامشی که بهم عطا کردی ازت ممنونم...بین این همه مشکلاتم فقط خودت همراه و همدمم بودی...شکرت عزیزترینم
سلام خدای خوب و مهربونم... بازم مثل همیشه اومدم کمی باهات بحرفم... کنارت که میشینم ارامش و امیدواریم زیاد میشه و یه شوقی تو وجودم جریان میگیره....یه انرژی که باعث میشه بخندم و هر چی ناراحتی هستش فراموشم بشه...اومدم ازت تشکر کنم بخاطر ارامش دیشبم و بخاطر اینکه اجازه دادی بازم چشمام صبحی دیگه رو ببینه...خدای مهربونم و همدم همیشگی من میدونم هر چی تشکر کنم کمه و شاید بازم بهم بگی پاشو برو به کارات برس و خیال نکن زیادی اینجا پیشم بشینی کارات ردیف میشه..میدونم کارت درسته و بدون تلاش دستت به ردیف کردن کارا نمیره ...چشممم ،چشممم میرم ولی یکم دیگه بزار پیشت بمونم ..انرژی میخوام باور کن اینجا که میام اینقدر تو مهربونی میکنی و امید میدی ،دلم نمیاد زودتر برم...دستای مهربون و پر مهرت نمیزاره که دل بکنم...اما میدونم که ازتووحرکت و از من برکت جزو اصوله کاراته....ازت ممنونم که بهم امید و شهامت میدی ..بهم انرزی میدی که حرکت کنم ..وهزاران تشکر که اون چراغ سبز راهنما و هدایتو تو جاده زندگیم نصب کردی...الان دیگه گم نمیشم..حتی شبا تو تاریکی هم راهمو پیدا میکنم...مرسی که منو یادته همیشه...بخدا منم همیشه یادتم ..میبینی که هر روز چندین بار میام دیدنت...حتی وقتی خیلی زشتم و خودم شرمنده هستم بازم در خونه تو به روم باز میکنی ...خیلی خب چشم غره نرو میرم چشمممم ..میدونم که عاشق تلاش و کوشش هستی...دوستت دارم ارامش جونم...و مرسی که کنارمی ...8:15........یاسی...