نعمت آرَد غفلت و شُکر انتِباه صید نعمت کُن به دام شُکر شاه شُکر جان نعمت و نعمت چو پوست زانکه شُکر آرد تو را تا کوی دوست مثنوی_مولانا
برگ درختان سبز پیش خداوند هوش هر ورقی دفتریست معرفت کردگار روز بهارست خیز تا به تماشا رویم تکیه بر ایام نیست تا دگر آید بهار سعدی
هر که رخسار تو بیند به گلستان نرود هر که درد تو کشد از پی درمان نرود آنکه در خانه دمی با تو به خلوت بنشست به تماشای گل و لاله و ریحان نرود