پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• ﺳﻬﻢ ﻣﻦ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟ ﮐﺠﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﻗﺪﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﻟﻪ ﻧﮑﻨﻢ ، کجا ﺑﺎﯾﺪ ﺩل ﺒﺒﻨﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﯾﺮ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻢ ، ﮐﺠﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﺎﮐﯽ ﮐﻮﻟﻪ ﺑﺎﺭﻡ ﺭﺍ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﺗﻮﻗﻒ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﻧﺒﺎﺷﺪ ؟ ﺑﮕﻮﮐﺠﺎ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭ کنم ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﻧﮕﻮﯾﺪ،ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ..!
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• کاش خدا بودم بازگشت تو به سوی من بود ... هر لحظه برای شما شروعی تازه و پایانی تازه است. هر لحظه فرصت جدیدی به شما داده میشود. فقط باید از این فرصت بهترین استفاده را بکنید. چرخش ثانیه ها در ذهنم تداعی گر این جمله ی لعنتی ست : رِکورد نبودنت شکست !
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• من همیشه از انسانهای قوی خوشم اومده از انسانهایی که میدونن چطور زندگی کنن ؛ از چی لذت ببرن... چیکار کنن ... و چطوری شادی کنن ... حتی زمانی که اشک تو چشمهاشون حلقه می زنه همچنان با لبخندی روی لب میگن: " خوب میشم ! " می گویند ساده ام....! می گویند انگار از پشت کوه آمده ! انگار نمی دانند ؛ هر روز صبح از پشت کوه خورشید طلوع می کند...
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• با هم بـــودیم ... مابـــقی یادم نیـــست . **** غمگینی آدم هایی کـه دوستشــــان دارم غمگینم می کند. گاهی دلـــــم می خواهد با انگشتم گوشه لب شان را بالا ببرم شاید خنـــــــده یــادشــان بــیاید. اینکه کاری از دستــــم بر نمــی آید..! اینکه زورم به دنــــــیا نمی رسد ، تلـــــخ است ! خـــــــــــــــــــــــــــــــیلی تــــــــــــــلخ ......
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• هرگاه کسی خشم داشت: به نوازش و کلام مهرآمیزی نیازمند است. اگر کسی حسد میورزید : نیاز دارد دیده شود. اگر کسی شاکی و گله مند بود : نیاز دارد شنیده شود. اگر کسی تلخ بود نیاز دارد: مهربانی دریافت کند. اگر کسی ستم میکند نیاز داشته است که : دوست داشته شود. اگر کسی بخل ورزد نیاز داشته است که : بخشیده شود. و همه ی اینها در یک نقطه مشترکند . نیاز دارند که : عشق بر آنها چون باران ببــــــــــارد......
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• تب کرده ام هذیان برایت می نویسم ذهنم پر است از فکرهای اشتباهی بگذار حالت را بپرسم گرچه دیر است عالیجناب شعرهایم روبراهی ...؟؟ بخاطر بسپار: وقتی ردپای احساس سبز انسانیت خویش را در قلب کسی باقی بگذاری بیشتر از حاضرین حاضر خواهی بود. حتی اگر غایب باشی !!
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• عشق همه اش محبت است اما محبت همه اش عشق نیست . بازنده منم که در را باز میگذارم شاید بازگردی ! درد هم که بیاید چیز مهمی برای بردن نمی یابد . مهم من بودم که تو بردی ... یک گوشه ی قلبم هست ؛ که همیشه برای مامان و بابام میمونه... همون جایی که خاطرات کودکی ام هنوز زنده اند حتی وقتی بزرگ می شم ...!!!
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• آمدم با تو سحرها حرفهایم را زدم نالههای ربنا یا ربنایم را زدم بعد از این یک ماه هر چه شد دگر پای خودت من برای بنده بودن دست و پایم را زدم حال میخواهی ببخشُ یا که میخواهی نبخش من که هر شب آمدم اینجا صدایم را زدم دست خالی ، کیسه خالی ، گردن کج ، بارها بر در میخانه ات دست گدایم را زدم پیش مردم آبرویم را مبر ؛ من هر کجا... ... رفته ام حرف کریمی خدایم را زدم کاشکی باور کنی مردانه توبه کرده ام کاشکی باور کنی قید خطایم را زدم زود آمد ضامنم شد، زود بخشیدی مرا تا درِ صحنِ علی موسی الرضایم را زدم آخر ماهی خیالم را تو راحت کن بگو پای تقدیر تو امضای عطایم را زدم
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• غایب شدن نشانه " جفا " نیست و حضـور هم به معنای " وفا " نیست مهم " شـــوق دل " است حتی اگه عزیزی دور از دیده بماند... والسلام هیچوقت فکر نکن که در یک مکان تنها هستی ؛ چون هیچوقت انسان تنها نمی ماند. یا با خدایی.... یا با شیطان دست های تو حق من است. حقم را کف دستم بگذار...!!!
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• خوش به حالت... پیش " خودت " هستی ! برای گرفتن جانم آمده بود . حالم را که دید از حال رفت ... دیشب تا صبح به عزرائیل آب قند دادم..!! چشمم سر کوچه بی ثمر می گردد بیچاره دلم که در به در می گردد کُشتی تو مرا و منتظر می مانم قاتل به محل قتل برمی گردد .