پاسخ : ♠ دلنوشته ها ♠ رفتی اما چه بگوییم هیهات تو ندانی که من آنروز غروب زیر آن دره آرام و عبوس به چه حالی بودم ! بی تو با حسرت و حرمان و سرشت خلوتی داشتم آنجا که مپرس کاش می دانستی بی تو بر من چه گذشت
پاسخ : ♠ دلنوشته ها ♠ گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها حسرت ها را می شمارم و باختن ها وصدای شکستن را … نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم وکدام خواهش را نشنیدم وبه کدام دلتنگی خندیدم که چنین دلتنگــــــــــــــــم
پاسخ : ♠ دلنوشته ها ♠ ای کاش احساسم گلی می بود ، میریخت عطرش را به دامانت یا مثل یک پروانه پر میزد ، رقصان به روی طاق ایوانت . ای کاش احساسم کبوتر بود ، بر بام قلبت آشیان میکرد از دست تو یک دانه برمیچید ، عشقی به قلبت میهمان میکرد . ای کاش احساسم درختی بود ، تو در پناه سایه اش بودی یا مثل شمعی در شبت میسوخت ، تو مست در میخانه اش بودی . ای کاش احساسم صدایی داشت ، از حال و روزش با تو دم میزد مثل هزاران دانه برفی ، سرما به جان دشت غم میزد . ای کاش احساسم هویدا بود ، در بستر قلبم نمی آسود یا در سیاهی دو چشمانم ، خاموش نمیگشت و نمی آلود . ای کاش احساسم قلم میگشت ، تا در نهایت جمله ای میشد یعنی که “دوستت دارم”ی میگشت ، تا معنی احساس من میشد ! . [HR][/HR]
پاسخ : ♠ دلنوشته ها ♠ -- علت عاشـق ز علتــها جــداسـت -- عشــق٬اسـطـرلاب اسرارخـداسـت -- عشــــق آن باشـد که حیـرانـت کنـــــد -- بـی نیـــاز از کفـــر و ایـمــــانـــت کنــــــــد
پاسخ : ♠ دلنوشته ها ♠ بی بهونه عاشقونه تا آخر دنیا دووووووووووووووووووووووست دارم عاششششقتم بگو چیکار کنم عاشقت کنم؟
پاسخ : ♠ دلنوشته ها ♠ [HR][/HR] زندگي به من آموخت چگونه اشک بر يزم ... اما اشک به من نياموخت چگونه زندگي کنم ... زندگي به من آموخت درد و رنج چيست ... ولي به من نياموخت چگونه تحملش کنم ... زندگي به من آموخت بي صدا گر يستن را ... پس تا هست زندگي بايد کرد ... تا عشق هست ... عاشقي بايد کرد … تا دوستي هست ... دوست بايد داشت … تا دل هست ... بايد باخت … تا اشک هست ...بايد ر يخت...
پاسخ : ♠ دلنوشته ها ♠ [HR][/HR] مانده ام سر در گریبان بی تو در شب های غمگین بی تو باشد همدم من یاد پیمان های دیرین آن گل سرخی که دادی در سکوت خانه پژمرد آتش عشق و محبت در خزان سینه افسرد کنون نشسته در نگاهم تصویر پر غرور چشمت یک دم نمی رود از یادم چشمه های پر نور چشمت آن گل سرخی که دادی در سکوت خانه پژمرد
پاسخ : ♠ دلنوشته ها ♠ من گریزانم از این خسته ترین شکل حیات و از این غربت تلخ که به اجبار به پایم بستند می گریزم از شب می گریزم از عشق و تو ای پاک ترین خاطره ها همه جا در پی تو می گردم... [HR][/HR]
پاسخ : ♠ دلنوشته ها ♠ نمیدانم چه میخواهم خدایا / به دنبال چه میگردم شب و روز چه میجوید نگاه خسته من/ چرا افسرده است این قلب پر سوز