ای آنکه چو آفتاب فرداس بیا . بیرون تو برگ و باغ زرد است بیا . عالم بیتو غبار و گرد است بیا . این مجلس عیش بیتو سرد است بیا مولانا
حال ما بیآن مه زیبا مپرس آنچ رفت از عشق او بر ما مپرس گوهر اشکم نگر از رشک عشق وز صفا و موج آن دریا مپرس... "مولانا"
درد عشقی کشیدهام که مپرس زهر هجری چشیدهام که مپرس گشتهام در جهان و آخر کار , دلبری برگزیدهام که مپرس . آن چنان در هوای خاک درش , میرود آب دیدهام که مپرس حافظ