1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

تک بيتی ها، دو بیتی ها و رباعیّـات ناب

شروع موضوع توسط aloneboy ‏21/12/10 در انجمن اشعار

  1. ƙīɲɗ-ĥęāŕț مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏15/6/15
    ارسال ها:
    6,545
    تشکر شده:
    39,288
    امتیاز دستاورد:
    220
    تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
    دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی
     
    Anoosh و m naizar از این پست تشکر کرده اند.
  2. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    بگذار تا از این شب دشوار بگذریم
    آنگه چه مژده ها که به بام سحر بریم
    ...بگذار بگذریم
     
  3. دوباره شور بر پا می‌کند عشق
    و غم‌ها را مداوا می‌کند عشق
    برای درد بیماران قلبی
    همین جا‌ها مطب وا می‌کند عشق
     
  4. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد

    خرم آن روز که با دیده گریان بروم
    تا زنم آب در میکده یک بار دگر

    حافظ

     
    Anoosh از این پست تشکر کرده است.
  5. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    به سال هـا شب وصلي گر اتفاق افتد // هنوز شب نشده صبح مي كند آغاز
    چو نوبت شب هجران رسد موذن صبح // بـــه صبحــگاه قيــامــت بـــراورد آواز
     
    m naizar از این پست تشکر کرده است.
  6. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد

    ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر
    زار و بیمار غمم راحت جانی به من آر

    حافظ

     
  7. اگر با من تو می‌ماندی چه می‌شد
    مرا از خود نمی‌راندی چه می‌شد
    کتاب خوب عشق پر پرم را
    اگر یک بار می‌خواندی چه می‌شد
     
  8. طنین تو سرود عاشقانه‌ست
    هوای تو همه شعر و ترانه‌ست
    به گوش من بخوان افسانه عشق
    که دنیا پر ز نیرنگ و فسانه‌ست
     
  9. دیدی که شیدای توگردیدم ورفتم

    دیوانه و رسوای تو گردیدم و رفتم

    دیدی که فقط یک دل آشفته مرا بود

    آنهم به لب لعل تو بخشیدم و رفتم
     
  10. ای که همه نگاه من خورده گره به روی تو

    تا نرود نفس ز تن پا نکشم ز کوی تو

    گر چه به شعله میکشی قلب مرا به عشوه ات

    بر دو جهان نمی دهم یک سر تار موی تو...