«أيها الحزن؛ ألم تؤلمك ركبتاك من الجثو فوق صدورنا...؟!» ای اندوه؛ آیا زانوانت از زانو زدن بر سینههامان بهدرد نیامد...؟! - امین معلوف
تو راست میگفتی بعضی اخلاقام بد بود و یکمی گنگ بودم و رفتارام مرموز حالا نیستی حس میشه کمبودت میدونم که تقصیر من بوده من خوابم نمیبره خاموشی ولی میخوام بازم بگیرمت دلم میخواد بگم دوسم داری بازم بگی بله بازم ببینمتـــــو