هیچ کس نمی فهمد پالتو و دستکش های چرم کافی نیست گاهی بیرون رفتن در این هوا دل گرم می خواهد
متنفرم از شب هایی که خوابم نمی برد که نمی برد و به خودم می پیچم و صد و هفتاد بار یک آهنگ تکراری را هی گوش می کنم و کسی هم این وسط هست که انگار...
من ساکن سرزمین آغوش توام دریایی و مثل موج، تنپوش توام خورشید تو هم اگر که حتی باشم روز، آینه ی تو، شب، فراموشِ توام!
روز ها هفته ها سالهاست که نیستی و من هنوز فکر میکنم هنوز دیر نیست
کوچیک که بودم یه روز بیرون شهر رفته بودیم.اونجا چشمم به یه لونه ی زنبور افتاد که نه روی درخت داخل تپه ای ایجاد شده بود.بابام گفت چند روز دیگه این...
همه چی الکی الکی واقعی میشه.مواظب رابطه ها باشین
شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی هر لحظه به دام دگری پا بستی گفت شیخا هر آنچه گویی هستم آیا تو چنان که می نمایی هستی خیام
در گوشم زنجره وار بودن را می سرائی تا در کوچه باغ زندگی تنها نمانم من هم می دانم که کبوتر به پرواز خوش است و آدمی به دمساز برایم بخوان،ای همدم و...
من عاشق آن دیده چشمان سیاهم بیهوده چه گویم که پریشان نگاهم گر مستی چشمان سیاه تو گناه است من طالب آن مستی و خواهان گناهم
وقتی حروف عاطفه تفسیر می شود آئینه ام شکسته و تکثیر می شود هر ذره ای ز آینه فریاد می زند انسانیت کجاست چه تحریر می شود والاترین پیام خدامهر بی...
خدایا آن ده که آن به
Separate names with a comma.