چه هوایی … چه طلوعی! جانم … باید امروز حواسم باشد که اگر قاصدکی را دیدم آرزوهایم را بدهم تا برساند به خدا …! به خدایی که خودم میدانم! نه خدایی...
اللَّهُمَّ أَصْلِحْ عَبْدَکَ وَ خَلِیفَتَکَ بارالها، کار ظهور بنده شایسته وخلیفه(جانشین) راستینت (امام مهدی) را اصلاح فرما. بِمَا أَصْلَحْتَ...
چنین که همت ما را بلند ساخته اند عجب که مطلب ما در جهان شود پیدا اگر تو آینه سینه را دهی پرواز هزار طوطی شیرین زبان شود پیدا کدام نوش که در وی...
داستان شازده کوچولو انسان ها این حقیقت را فراموش کرده اند روباه : انسان ها این حقیقت را فراموش کرده اند . اما تو نباید فراموشش کنی . تو تا زنده...
"خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا" "حدیث نفس" دلت که گرفت، دیگر منت زمین را نکش راه آسمان باز است، پر بکش او همیشه آغوشش باز است،...
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
می گویـم امــا درد ِدل سـر بستـه تـر بهتـر بغــض گلـــوی مــردهـا نشکستــه تـر بهتـر وقتـی که چـای #چشم پـر رنگ تـو دم باشد مردی که پیشت می نشیند...
امشب اندر سینهام دل باز بیتابی مکن چشم خون بار مرا درگیر بی خوابی مکن تا به کی از آسمانت غصه میبارد بگو دیگر امشب یادِ آن شبهای مهتابی مکن تا...
من نگویم که مرا از قفس آزادکنید قفسم برده به باغی و دلم شادکنید فصل گل می گذرد همنفسان بهر خدا بنشینید به باغی و...
در حدیث است که حضرت موسی(ع) در مناجات کوه طور، عرض کرد: « یا اله العالمین » (ای خدای جهانیان)، جواب شنید: « لبیک » سپس عرض کرد: « یا اله المحسنین...
ای که زیباترین جمله های هستی در توست وای از دیدن چشمان زیبای مشتاقت چه بی قرارم تویی ای سراسر زندگی تا کی به تمنای دیدنت زانو بزنم تا کی در...
جرأت دیوانگی انگار مدتی است که احساس می کنم خاکستری تر از دو سه سال گذشته ام احساس می کنم که کمی دیر است دیگر نمی توانم هر وقت خواستم در...
خوش بود لب آب و گل و سبزه و نسرین افسوس که آن گنج روان رهگذری بود خود را بکش ای بلبل از این رشک که گل را با باد صبا وقت سحر جلوه گری بود
وقتی تو نیستی....... بازم خوبه چون یادت هست.......
دراین طوفان وحشت زا،که می باردزهرجا،بوی غم،بوی تباهی خدایاسینه ام تنگ است دراین مرداب جانفرسا،که نامش زندگانی است وازنامش،فقط نامی به گردن می...
به قبرستان گذر کردم کم وبیش بدیدم قبر دولتمند و درویش نه درویش بیکفن در خاک رفته نه دولتمند برده یک کفن بیش
نه به خانه دل قرار و نه به کوی یار گیرد به کجا روم ندانم که دلم قرار گیرد
اندر دل من بدین عیانی که تویی وز دیده من بدین نهانی که تویی وصاف ترا وصف نداند کردن تو خود به صفات خود چنانی که تویی خواجه عبدالله انصاری
گاهـــــــی سکوت کـــن ماننـــــــدخورشیــــــــــــد گاهــــــی لبخـــند بــــزن مثــــل مــــــــــــــــاه گاهــــــی ســــرت را رو بــه...
در نهان، به آنانی دل میبندیم که دوستمان ندارند، و در آشکارا از آنانی که دوستمان دارند غافلیم. شاید این است دلیل تنهایی ما "دکتر علی شریعتی"
Separate names with a comma.