پنجره رو باز کردم تا هوای تازه بیاد. صدای شرشر آب میومد. دیدم همسایه بغلی شلنگ گرفته و در حیاط و نمای ساختمون و پیاده رو میشوره. رفتم دوستانه بگم که آب شرب و فلان یهو دیدم با اسکاج و تایید اومد و سنگفرش پیاده رو شست. با اسکاج!!!! دیگه دوستانه جواب نمیده، باید با خمپاره و آر پی جی زد، نصف بشه. + به بندر مقام (هرمزگان) خدا قسمت کنه : ))
چند وقت پیش تصاویری عجیب از افراد سفید رنگ در تهران دیده شد که در فضای مجازی تعجب کاربران رو برانگیخته بود الان میگن آدمای سفید تو مترو، کمپین خمیردندون سفیدکننده بوده : ))) :: تو ایران بعید بود این کارا :/
به اینکه متاسفانه معشوق شاعران بزرگ قدیمی پسر بوده اند گر آن شیرین پسر خونم بریزد دلا چون شیر مادر کن حلالش مکن از خواب بیدارم خدا را که دارم خلوتی خوش با خیالش چرا حافظ چو میترسیدی از هجر نکردی شکر ایام وصالش بقول بالائی پووووف
وقتی یکی مشکلش رو برام میگه انقدر برام عادی شده و آنقدر از این مسائل عبور کردم که نمیدونم چجور دلداریش بدم و فقط میگم درست میشه هر کی یه مشکلی رو میگه میبینم به توان صدش رو داشتم قبلا البته قطعا همه چیز و من تجربه نکردم فقط نسبت به دور و اطرافم کمی بیشتر تجربه کردم امروز چشمهای یکی از دوستان از شدت گریه پف کرده بود وقتی مشکلش رو توضیح داد برام خیلی عادی و ریز بود اومدم بگم ۱۲ سال پیش تجریه کردم ولی گفتنش فایده ای نداشت و باز گفتم درست میشه اگرم درست نشه مجبوره تحمل کنه تا بگذره همینه قاعده بی خیال
به اینکه مردم چقدر حوصله دارن من حوصله قانع کردن خودمم ندارم چه برسه به قانع کردن دیگران و جر و بحث و دعوا بی خیال و شاد باشید
تو این فکرم که من ایشالا حتما میرم بهشت چون واقعا کاری که خیلی گناه باشه نکردم نمیدونم چرا بعضیا آنقدر میترسند برند جهنم و گریه زاری میکنند و از خدا طلب بخشش میکنند. مگه چیکار کردند ؟