پاسخ : بـَرای ِ مُخاطب ِ خاصّم.. سختـ میگذرد این روزـهآ ... ڪﮧ قرـآر استـ از [تــو] ڪﮧ آرـآمـ جآن لحظه ـهآیمـ بودﮮ برـآﮮ دلمـ یڪ [انسان معمولـﮯ] بسآزمـ .
پاسخ : بـَرای ِ مُخاطب ِ خاصّم.. بـآز آمــבمــ. بـﮧ جـآيــے ڪـﮧ تعلـقــ בآرمــ.. بـﮧ يـڪ اتـآقــ سيـآه ، پـر از פـرفـ ـهـآے לּــآگفتــﮧ.. פֿـلـوتــ مـלּ و سيــگـ ـــآرمــ... בوبـآره مـےלּـويسمــ از פـرفـ ـهـآيــے ڪـﮧ وآهمـﮧ בآرمــ.. يـڪ בلــ پـر از رويـآـهـآے وآهـــے.. ايـלּ بـآر تـלּـهــآتــر از هميـشــﮧ.
پاسخ : بـَرای ِ مُخاطب ِ خاصّم.. چقدر دوست دارم که یکیو داشته باشم، ماله خود خودم، یکی که نگرانم باشه، یکی که براش مهم باشم... یکی که مثل تو پشتمو خالی نکنه... دلم یکی میخواد که وقتی بهش خوبی میکنم فکر نکنه محتاجشم، کسی که جواب محبتامو با محبت بده... دلم کسی رو میخواد که بتونم بهش ببالم... دلم کسی رو میخواد که جلو دیگران با افتخار بگم این ماله منه، این دنیای منه... دلم این روزا یه مرهم،یه دوست داشتن واقعی میخواد... یکی که رفیق باشه، یکی که دستاشو بگیرمو با هم یه عالمه قدم بزنیم... دلم یه دوست داشتن میخواد... دوست داشتنی که این روزا به این سادگی ها گیر نمیاد...
پاسخ : بـَرای ِ مُخاطب ِ خاصّم.. آن كس كه قلب خاكي اش راسنگفرش قدمهاي نازت ميكند... "منم" قاصدك هاي خوش خبر را بي خيال! من،به قارقار بي رحمانه ي يك كلاغ هم دلخوشم! كلاغي كه خبر آورد ديدنت را... حتي با "او"!!! "آرام"
پاسخ : بـَرای ِ مُخاطب ِ خاصّم.. از میان پوست نازکت همیشه نگاه میکنم شاهزاده را که دایه ای همراه دارد همیشه دایه نگران است نگران شاهزاده و شاهزاده همیشه زیباست زیبای جادویی! ملکه ی قلبم نگاهم کن نگذار کنیزک اداره ات کند خودت باش شاهزاده ی من وقتی می خندی ، چشمانت نپرند هرگز نگو آیا خوشش آمد در آینه ، اینقدر مضطرب نشو من بیچاره می دانم نصف سحر تو برای کشتنش کافیست...
اینم تقدیم به داداش امید گلم، با بهترین ارزوها ، داغه داغه تازه از تنور در آوردم مواظب باش پیر مرد! تشریح داریم و برایت تیغ آوردم چون کاکتوسم بی نهایت تیغ آوردم من را بغل کن همسرم، تنها لباسم باش اصلا رهایم کن به جایت تیغ آوردم وقتی جواب ناله ها را فحش میدادی از جیغ های بد صدایت تیغ آوردم تجدید نیش سوزنت روی رگم کافیست خون خسته شد از شیشه هایت تیغ آوردم بی اعتنا از پیتزا ایراد میگیری اینبار با قصد جنایت تیغ آوردم
پاسخ : تیغ آوردم حالا یه پیتزا خریدی ها.چرا می خوای زنتو بکشی تازه مگه امید بنوات زنته:laughingsmiley: که اینو تقدیم کردی به اون:khande:
پاسخ : تیغ آوردم یا امام زاده بیژن :khande: حسین آقا تیغ آورده :khande: ورود افراد منفی 18 به این پست ممنوع :khande:
پاسخ : تیغ آوردم ای خانم! من اگه بکش بودم الان اینجا نبودم، اینا همش لافه شما چرا باور می کنین.:laughingsmiley: نه دیگه امید بنوات تو این شعره میشه همون اول شخص مفرد، یعنی این شعره از زبون اون داره گفته میشه، من قصد ازدواج ندارم فعلا میخوام درس بخونم:happy0044: